دوسال و نيم مهمونشون بوديم و حسابي اذيت شون كرديم...خيلي راحتي ها داشتم و همينطور خيلي محدوديتها ولي بالاخره بعد از اين مدت منو پسرم مستقل شديم...و پدر مادر منم از شر ما راحت شدن
ماجراش خيلي مفصله ...ولي نتيجه اين شد كه من و پسر پسر برگشتيم تو خونه قبلي مون با اين تفاوت كه رفتيم با ماني قرار داد بستيم ...يه قرار داد رسمي تو مشاوره املاك كه با بت اين مدت كه قراره من اونجا بشينم از حساب في مابين مون كسر بشه(بابت مهريه اي كه پرداخت نشده)
منم تغييراتي دا
برچسب: نویسنده: باربد سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 18:13